تبليغاتX
اشك ستاره ها
ذخيره هر دل حرفهائي است كه براي نگفتن دارد

اشك

 

زيباترين شعر ، بي تابترين عشق

 

گدازانترين ايمان ، داغترين اشتياق

 

تب دارترين احساس ، خالصترين گفتار

 

و لطيف ترين دوست داشتن است

 

كه همه در كوره يك دل بهم آميخته و ذوب شده اند و قطره اي گرم شده اند

 

به نام اشك

                                                                                         ( دكتر علي شريعتي )

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 فروردین1386ساعت 16:25  توسط محمد | 

خوشا به حال آنكه زيبايی چون تو را بيند.

 

خوشا به حال آدمی كه می داند خدايی چون تو خدای اوست.

 

ای بزرگ تنها! هم  بزرگيت زيبا و بدون غرور است و هم تنهاييت مملو از شكوه پر مهر با بندگانت

 

تو آنی كه لحظه ای از بندگانت جدا نيستی و در دوستی با هر يك از آنها با ثباتي.

 

ای آنكه نه به واسطه قدرتت، نه به واسطه خشمت ،نه به واسطه عنايتت  ،بلكه به واسطه رضايت و بودنت

 

،هر آنچه تو را شاد كند خواهم كرد.

 

ای صاحب انسان و ملك !

 

ای قدرت مطلق كائنات !

 

ای خدای دنيا ، كوه ، خورشيد ، پروانه ، گل ، شبنم !

 

تو را قسم به وصف بی پايانت  !

 

تو را قسم به لحظه دعا !

 

تو را قسم به لحظه توبه !

 

تو را قسم به لحظه گريه !

 

تو راقسم به لحظه ای كه دلم شكست !

نگذار از تو بخواهم بيشتر از آنچه داده اي!!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 فروردین1386ساعت 15:15  توسط محمد | 

آن که میگوید دوستت دارم خنیاگر غمگینی است که آوازش را از دست داده است

ای کاش عشق را زبان سخن بود

هزار کاکلی شاد در چشمان توست هزار قناری خاموش در گلوی من

عشق را ای کاش زبان سخن بود

آنکه میگوید دوستت دارم دل اندوهگین شبی است که مهتابش را می جوید

ای کاش عشق را زبان سخن بود

هزار آفتاب خندان در خراب توست هزار ستاره گریان در تمنای من

عشق را ای کاش زبان سخن بود

 

+ نوشته شده در  شنبه 11 فروردین1386ساعت 15:20  توسط محمد | 

 

زندگی فانوسیست در ته کوچه ی شک

 

زندگی مثل نسیم می رود ، می گذرد

 

زندگی گرماییست در تب سرد نگاه

 

می شود بر لب یک چلچله آه

 

می رود تا روش تلخ گناه

 

زندگی در دل من ، مثل آواز کسی در قفس است

 

یا هوا و هوس است...

 

فکر من از همه ی فاصله ها می گذرد

 

و دلم باز به من می گوید

 

 زندگی در گذر است تا رسیدن به خدا

 

و تمام لحظات دستها سوی دعا

 

لب هر چلچله در تسبیح است

 

و گناه ، مثل هر قاصدکی میگذرد

 

گاه بر روی زمین می ماند

 

گاه چسبیده به برگی ، بیزار به جهان می نگرد

 

زندگی در دل من ، هوس ماندنی یاد خداست

 

و همه ...

 

با جهانی ز عطش در گذریم. 

 

(بر گرفته از: ترانه زندگي)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 فروردین1386ساعت 15:56  توسط محمد | 

" اي آنکه دگرگوني دلها به دست توست

 

و قلب بندگان را تو زير و رو مي کني

 

گاه اقبالشان مي بخشي و گاه ادبارشان مي دهي

 

اي آنکه تدبير شب و روز را در دست داري

 

و جهان و جهانيان را به دست کفايت و قدرت خويش مي گرداني

 

اي آنکه حالات گوناگون را پديد مي آوري

 

و هر چه شدني باشد تو به انجام مي رساني

 

بر جان و دلمان به نظر لطف بنگر بر ما رحم آور

 

خود آنچنانمان کن که نيکوترين است

 

و ما را در بهترين حالت که خود مي پسندي قرار ده

 

و لباس افتخار آميز بندگي بر قامت وجودمان بپوشان

 

و ما را به خويشتن برسان "

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 فروردین1386ساعت 17:4  توسط محمد | 
 

تا توهستي وغزل هست دلم تنها نيست

 

محرمي چون توهنوزم به چنين دنيا نيست

 

از تو تا ما سخن عشق همان است كه رفت

 

كه در اين وصف زبان دگري گويا نيست

 

بعد تو قول وغزل هاست جهان را . اما

 

تو چه رازي كه بهر شيوه تو را مي جويم

 

تازه مي يابم و بازت اثري پيدا نيست

 

شب كه آرامتر از پلك تو را ميبندم

 

در دلم طاقت ديدار تو تا فردا نيست

 

آن كه پيوست به هر رود كه دريا باشد

 

از تو گر موج نگيرد به خدا دريا نيست

 

من نه آنم كه به توصيف خطا بنشينم

 

اين تو هستي كه سزاوار تو باز اينها نيست

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 فروردین1386ساعت 19:25  توسط محمد | 

دستم را دراز ميکنم واز آن سوی ابرها

رشته سياه ترديد را ميگيرم

پايين ميکشم و با چاقوی احساساتم آن را

پاره ميکنم

وميبينم آن سوی ديوار خانه

نيلوفرهای سبز سرک ميکشندو

شکوفه های نوشکفته خبر از بهار ميدهند

وفرياد ميزنند فصل اميدواری در را ست...............

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 فروردین1386ساعت 16:28  توسط محمد | 

بدي هاروبسپريم دست فراموشي وبعد

 

مثل  يه قاضي خوب . خوبيارو جدا كنيم

 

بزاريم همه شبا خواب شقايق ببينن

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 فروردین1386ساعت 16:17  توسط محمد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
ميپرسند مگه ستاره ها هم اشك ميريزند؟
ميگم آره ، همه ما تو آسمون ستاره اي داريم كه با شادي ما شاد ميشه و ميخنده و با غم و غصه ما ناراحت ميشه و گريه ميكنه
اگه شبها به آسمون نگاه كني شايد تو هم بتوني اشك ستاره ها را ببيني
آره ستاره ها هم اشك ميريزند

نوشته های پیشین
اسفند 1386
دی 1386
مرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
پیوندها
صبا و پرهام
كاش ميشد بيائي
ترانه زندگي
راس ساعت يك
چرت و پرت هاي يك دختر
دختر لوس بابا
هميشه هستي
دودره ها به بهشت نمي روند
رومينا
ته تغاري خانواده
بروبچ يزد
گنجشك
گلستان سخن
خبرهاي داغ از شهر خنك كوير
زندگي با وجود او زيباست
LEELAA
شبي از شبها
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM